زندگی با چشمان بسته
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧ 

life9www_p30day_com-8s.jpg

زندگی با چشمان بسته پیله ور شدن در خانه ای از یخ و سکوت

زندگی با چشمان بسته روایت پیله ور شدن دختری است که نامش پرستوست .پرستو شاید نامی باشد که همه دخترانی که جرمشان زندگی در جنوب شهر است را نمایندگی می کند دخترانی مصمم با اراده سخت کوش که میخواهند به این نیاز اولیه بلوغ یعنی ایستادن روی پای خود پاسخ دهند

زندگی در کشوری که مردمانش سرک کشیدن به زندگی همدیگر را به عنوان بخشی از زندگی خود تعریف کرده انددختری خوش پوش که میخواهد خودش باشد و خودافسانه زندگی خود را بسراید بی آنکه بخواهد در دام پلیدیهایی بیفتد که دیگران در اذهان بیمار و معیوبشان برایش ترسیم کرده اند ما که شاید خود بخشی از این جامعه بیماریم مجبور میشویم برای آنکه در یابیم که او هیچ نقطه سیاهی در زندگی اش ندارد

داخل خودروی مردی هرزه برویم و شاهد رنج کشیدن دختری باشیم که در بدترین شرایطی که در خانه پدری اش برایش فراهم شده است میخواهد برای خریدن نسخه مادرش درشبهای هوس آلودتهران آورده شود

ما باید با او رنج بکشیم تا مردی هرزه بخواهد سر قیمت با او کنار بیاید و مدعی شود که همه تان را میشناسم و می دانم ماجرایتان چیست او حتی برای اینکه این هرزگی را به جان نخرد باید با او درگیر شود و راهی بیمارستان شود تا برادر مهربانش از راه برسد برادری که خود او نیز قربانی همان محیط بیمار است با این تفاوت که او پسر بود و توانست فرار کند

زندگی با چشمان بسته پیش از انکه روایت قربانی شدن  دختری باشد که می خواهد زندگی خودش را بسازد حدیث روابط مبهم مردمان کشوری است که برای زندگی یک راه باقی گذاشته اند وآن شنا در مسیر رودخانه.

شنا کردن پرستو در خلاف این مسیر او را به ورطه ای می کشاند که اعضای محله برای بد نامی اش

تومار جمع می کنند توماری که حتی پدر و مادر پرستو نیز میخواهند پای ان را امضا کنند

زندگی با چشمان بسته حدیث خامی و ناتجربگی محیطی است که میخواهد همه را به یک شیوه سر به راه کند و برای آنکه به هدفش برسد هیچ ابایی ندارد که برادری مهربان در پس چشمان همیشه منتظر همبازی قدیمی و دختر همسایه معروف قصه های کودکی مان جان سپارد و طفل تازه به دنیا آمده ای در خانه مردی که زن صیغه اش دنبال نوزادنه ماهه اش است زیر خر وارها خاک حبس شود

خواهر و برادری که روابط صمیمی شان در خانه ای یخین جریان دارد و با نامه نگا ری های عاطفی سعی دارندسنگ صبور هم باشند . زندگی با چشمان بسته با ان سکوت ماهرانه اش روح ادم را تراش می دهد  با لحظه لحظه زندگی پرستو همراه  شدم و کنار علی برادرش تلاش کردم تا خواهر را از منجلابی که دیگران برایش ساخته اند بیرون بکشم و هر باری  که سرشان به سان آن بازی دوران کودکی زیر آب می بردند من احساس خفگی میکردم و در سوال اخر علی تنها میخواستم که هیچ وقت سرم از زیر اب بیرون نیاید ... هیچ وقت

 


کلمات کلیدی:
 
گاهی دلم می سوزد که...
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤ 

گاهی دلم می سوزد که چقدر می توانیم مهربان باشیم  و نیستیم

گاهی دلم می سوزد که چقدر می توانیم کنار هم باشیم  و از هم فاصله می گیریم

چقدر می توانیم کنار هم بخندیم اما اشک یکدیگر را در می آوریم

گاهی دلم میسوزد که چقدر می توانیم حرفهای قشنگ بزنیم و نمی  زنیم

چقدر می توانیم دل به دست آوریم اما دل می سوزانیم

گاهی دلم میسوزد که چقدر می توانیم شاد باشیم اما غمگینیم

چقدر می توانیم امیدوار باشیم اما نو میدیم

گاهی دلم برای عشق می سوزد که منتظر می ماند تا عاشقانه بیاییم بدون توقع و انتظار اما ما باز هم...

 

آری گاهی دلم می سوزد...


کلمات کلیدی:
 
آدمها به هم احتیاج دارن
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٥ 

چند وقته پیش با چند تا از دوستام بحث میکردیم. از این بحثهایی که  بر سر اینکه کدوم جنس قویه یا نیست. خوب یه موضوعی پیش اومد و من گفتم که  یه زن هرچقدرم که مستقل باشه و زن قوی ای محسوب بشه، بازم یه جاهایی تو زندگیش کم میاره، و حس میکنه به یه موجود قویتر از خودش احتیاج داره. اصلا ممکنه کم هم نیاره ولی بازم یه احساسی همیشه هست که میگه به یه مرد احتیاج داره. یک حامی، یه موجود قوی که دلش میخواد ازش پشتیبانی کنه. بعد یکی از دوستام شروع کرد به جر و بحث که این حرفت کوچیک کردن زنهاست و چیزیه که فرهنگ مردسالار ما دنبالش هست و سعی داره زنها رو اینطوری بار بیاره و ال و بل.

* راستش دوستم خیلی بلند داد میزد من نتونستم تو اون جمع بگم که حتی قویترین مردها هم به یک زن احتیاج دارن. یعنی این احتیاجی که من میگم ۲ طرفه است و کسی نمیتونه کتمان کنه که یه جاهایی تو زندگیش واقعا به یکی احتیاج داشته. یکی که لزوما هم دلش میخواد از جنس مخالف باشه. حالا چه زن چه مرد فرقی نمیکنه. ممکنه علت گرایش اینها به جنس مخالف باهم فرق داشته باشه اما کسی نمیتونه انکار که این گرایشه اصلا وجود نداره. اینکه یک زنی احساس میکنه به یک مرد احتیاج داره اسمش تسلیم فرهنگ مردسالار شدن نیست، همونطوری که وقتی یه مرد احساس میکنه به یک زن احتیاج داره اسمش زن ذلیلی نیست.

* در حالت کلی، به نظر من مستقل یا قوی بودن به این معنی نیست که اصلا به کسی احتیاج نداشته باشیم. چنین آدمی اصلا وجود نداره. ما آدمها به آدمهای دیگه احتیاج داریم، آدمهای دیگه هم به ما احتیاج دارن. تعارف که نداریم؟ خیلی از مواقع این احتیاج ما از روی زنانگی یا زن بودن هست. ضمن اینکه آدمها همیشه یا همه لحظات نمیتونن قوی باشن. یه مواقعی واقعا نیاز هست یکی دیگه دستت رو بگیره. نمیدونم چرا خیلیها فکر میکنن کتمان کردن این حقیقت، چیزی از تابلو بودن این نیازشون کم میکنه!:)

 


کلمات کلیدی:
 
سخنی زیبا از پائولو کوئلیو
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱ 

انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو، صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی، عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم. به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند. بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد.


کلمات کلیدی:
 
جلوتر از زمان رفتن یعنی...
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱ 

t54o46viltoybv0qj83.jpg

می‌دانی! جلوتر از زمان رفتن

 

یعنی بیش‌تر دوست‌داشتن، بیش‌تر مهربان بودن!

 

جلوتر از زمان رفتن

 

یعنی بیش‌تر گام برداشتن، تلاش‌کردن

 

لحظه‌های شاد را بیش‌تر دیدن

 

خنده‌ها را بیش‌تر کردن

جلوتر از زمان،

 

یعنی بیش‌تر حس‌کردن، نگاه‌کردن

 

حتی بیش‌تر شکرگزار بودن،

 

جلوتر از زمان،

 

یعنی، پشت و روی دنیا را دیدن!

 

کشف‌کردن، آفریدن، زندگی‌کردن


کلمات کلیدی:
 
امید وار باشیم
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳ 


چند غورباقه از جنگلی عبور میکردند که ناگهان دو تای از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.بقیه  جمع شدند ووقتی دیدند که گودال عمیق است به آن دو  گفتند که شما بزودی خواهید مرد.چاره ای نیست.
آن دو  این حرفها را نادیده گرفتند وبا تمام توانشان سعی کردند که از گودال بیرون آیند. ولی بقیه مرتبا به آنها میگفتند که دست از تلاش بردارید چون بزودی خواهید مرد .
بالاخره یکی از آن دو نفر تسلیم گفته های دیگران شدو ازبین راه پرت شد ومرد.

دیگران  باصدای بلند به غورباقه دوم فریاد میزدند که دست از تلاش بردار چون تو هم پرت خواهی شد .اما او همچنان به تلاش خود ادامه داد تا از گودال بیرون آمد.وقتی بقیه از او پرسیدند که« مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟» معلوم شد که او ناشنواست.او در تمام مدت فکر میکرده که دیگران اوراتشویق میکنند.

آری ما انسانها گاهی اوقات باید حرفهای مردم را بر عکس بشنویم.


کلمات کلیدی:
 
وسعت درون
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱ 

msmd3tvcshfm1r0v8tm9.jpg

 

کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود نوشت: دریا دزد است

مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ساحل نوشت: دریا سخاوتمند ترین سفره هستی است

موج دریا امد و جملات را با خود محو کردو این پیام را به جا گذاشت: برداشت دیگران در

مورد خودرا در وسعت خویش حل کنیم

 


کلمات کلیدی:
 
ز مثل زندگی
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦ 

                    akg0shbd8av6dpukg2fi.jpg

گورستان با تمام حرف و حدیثها یش تنها راز شادمانه زیستن است گورستان با سکوتش میگوید سخت نگیر زندگی ارزش یک ثانیه اندوه را ندارد


کلمات کلیدی:
 
به دنبال خدا نگرد
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩ 

خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آنجا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست

زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط یک چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:

آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟!


کلمات کلیدی:
 
تلاش کنید
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٧ 

تلاش کنید همان گونه باشید که می گویید.

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که از دیگران انتظار دارید.

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که گرفتار عذاب وجدان نشوید.

تلاش کنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود.

تلاش کنید همیشه دنبال یادگیری باشید.

تلاش کنید با پیدا کردن دوستان جدید دوستان قدیمی را هم حفظ کنید.

تلاش کنید برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنید.

تلاش کنید همیشه برای اطرافیانتان جذاب باشید.

تلاش کنید اگر از کسی رنجیده اید، با خود او صحبت کنید، نه پشت سر او.

تلاش کنید وقتی به موفقیتی می رسید، آنهایی که در این راه به شما کمک کرده اند را فراموش نکنید.

تلاش کنید تا عهدی شکسته نشود و اگر هم می شکند ،شما نباشید.

تلاش کنید تا باور کنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و عامل سعادت یا شقاوت هر کس خود اوست.

تلاش کنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشیمان نکنید.

تلاش کنید به هر چیز آنقدر بها بدهید که استحقاقش را دارد.

تلاش کنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید


کلمات کلیدی: